من و عشق تو وآن خیال واهی
راستش را که خودت می دانی اصلا به پی نوشت پست پیشین اعتقادی نداشته ام خدا ...همیشه تشویق بهتر از تنبیه جواب داده .دست کم در مورد حقیر.
نو نوشت : جمال یار ندارد نقاب و پرده ولــی
غبار ره بنشان تا نظـر توانــی کرد
اما... ای خوب ! با همه این حرفها طوفان وار، رستاخیزانه سهمگین دوستت دارم عزیز ...
ز چه رو غمگین ی؟چشم ها را بشور و جور دیگر ببین!تا کی خیمه زدن بر دروازه های سیاه حزن و حرمان و حسرت و یاس، برخیز و دست به زانو بگیر و بگو:یا علی! ...وراه بیفت،ره بسپار به سمت نور،سمت روشنی و راستی و رستگاری،عبور کن از شب حجاب که بر خود علم کرده ای..و شاکرانه گام به راه بسپار که شب گذشتنیست ، وصبح آمدنی. الیس الصبح بقریب؟...گوش کن..