پرده اول : فـــرم فاز فضای فنــایی چنین فانتزی هایپرآلجیسیایت می کند ، تا بن استخوان متاستاز میدهد ،نرم و نمکین ! چست و چابک ! مگاتریوم وار! موذی و محو و مغشوش ! سینرژیسمانه ...سمپاتی هرم و هشدار !  تا  مغــز دیافیزت هم گر می گیرد، ...اوستیوکلاست ها برخود لرزیده اند ! و لاکوناها و کانالیکولوس ها حتا . آنک مزانشیم های بدخیم آهنگ بودن  سازمی کنند، ناکوک و ناساز و ناموزون و نامانوس !  می بینی ؟ هوهوی موهوم  مست ـ صدایی چه می کند ؟...چیــزی نمانده تا وقوع مثلث کادمن ...دژنرسانس  دغل ها و داغها و دروغها !

و لیک حاشا که  به شب پرشبح خالی پــوچ هرگز سقوط نتوانم .... هیچ بزرگ ! مغــرور هیچ !

پرده دوم : هه ! پوستین مار نیز به کارشان نیامد ...جام زهرشان را از نیش خویش با جان ریش می کنند نوش !  که حـکم تقــدیر چنین است ... "یوم تبلی السرائــر "

پی نوشت ۱: در من لهیب له له مرگ آور کــویر

                                                 در تــو هوای دهــکده همجـــوار آب ...

پی نوشت ۲: می رسه روزی که آخــر  قعــر دریـــا می شه خونم....

 پی نوشت ۳: " ایزومورفیسم آنتـــروپی واطلاعات رابطه ای بیـــن دو شکل قدرت ایجــاد می کند: قدرت انجام و قدرت هدایت چیزی که انجام می شود ." فرانسیس جاکوب ، منطق حیات ...